نیکان عاشق شمشیر بازیه. می خوام از اول مهر بیفتم دنبال کلاس شمشیربازی و موسیقی که هر دوتاشو نیکان خیلی دوست داره و فکر کنم توش مستعده. وقتی شمشیربازی می کنه با خودش -که اغلب این یه بازی یه نفره س- درست مثل اینه که می رقصه.

حالا امروز متاسفانه یه بازی جدید اختراع کرده بود، نمی دونم از کجا. شمشیر پلاستیکی ش رو برداشته بود و کمربندش رو بسته بود سرش و یه شلاق درست کرده بود و دور خونه می چرخید، می خندید، و می گفت شلاق درست کردم. یکی دو بار هم شلاقش خورد سهوا به متین.

من و باباش یکی دو بار بهش گفتیم که از این بازی خوشمون نمیاد، اونم بدون سر و صدا رفت گذاشتش کنار ولی تا چشم ما رو دور دید بازم شروع کرد. امیدوارم به همون شمشیربازی ادامه بده.

02.gif

/ 1 نظر / 5 بازدید
خانم ف

با توجه به روحیه نیکان مطمئنن به همون بازیش ادامه میده. شما هم لطفا مهر که شد حتما یادتون باشه چه تصمیماتی گرفتید.