مبصر کتابخونه!

دیروز نیکان که از مدرسه اومد خیلی با هیجان بهم گفت:

-مامان من مبصر کتابخونه شدم!

-جدی؟ چه جالب! یعنی چی کار می کنی؟

-مدرسه مون یه کتابخونه هم داره.

-آره می دونم. خب کار تو توش چیه؟

-کتابخونه ش انقدر خوبه، صندلی و میز داره که توش کتاب بخونیم.

-خب حالا مبصر کتابخونه یعنی چی؟

-یه کتاب هم گرفتم که بخونم فردا ببرم پس بدم.

-چه عالی. کتاب چی هست؟

-هالی حال به هم زن.

*****

-متین من مبصر کتابخونه شدم. یه کتاب هم گرفتم که بیام خونه بخونم.

-ا؟ چی هست کتابش؟

-هالی حال به هم زن!

-بع! من سن تو بودم هری پاتر می خوندم!

*****

**آخرش ما نفهمیدیم مبصر کتابخونه به کی می گن. ولی باباش گفت حالا همه ش می خواد بره به این و اون دستور بده که چی کار کنن چی کار نکنن.

**متین هم متخصص تو ذوق زدنه و متخصص پوز در انواع و اقسام طعم های مختلف.

/ 3 نظر / 5 بازدید
ريحانه

منم نفهميدم ولی نيکان خيلی مزه اش بهتر از متينه . مث متين خونه مون داريم !!! بابای بچه ها

سبا

واقعا ها !!! متين تو سن نيکان بود هری پاتر می خوند و اشعار مولانا !!! بعد چقدرررررررر هم به نظر تو عادی بود !! خوب تحويلش بگيرين بچه رو !!!

نازنينگ

الهی. ببين اين تو ذوق زدن متين نکنه مربوط به اين باشه که حس می کنه نيکان بيشتر مورد توجهه؟ بعدشم مبصر کتاب خونه به کسي می گن که مسئول نظم بچه ها تو کتاب خونه ست.تازه مبصر کتاب خونه خيلی آبرومنده.دختر من مبصر ناخن شده بود!