دندانپزشکی

امروز اولين ديدار نيکان با دندانپزشک است. خيلی نگرانش هستم. دو هفته پيش که برای ويزيت دو سالگی او را به کلينيک برده بودم نگرانيم را در مورد لکه قهوه‌ای رنگی که روی يکی از دندانهای عقبی نيکان ديده بودم ابراز کردم. پرستار بلافاصله مرا به دندانپزشکی در همان کلينيک معرفی کرد و امروز روزی است که بايد نيکان را ببرم. پرستار آن روز از من پرسيد که آيا دندانهای نيکان را مرتب مسواک می‌زنم؟ گفتم که مسواک برای ما يک دردسر است. نيکان نمی‌گذارد که به خوبی دندانهايش را مسواک کنم و می‌خواهد خودش آن را از من بگيرد و اين کار را بکند. با اين حال روزی يک بار را به زحمت دندانش را مسواک می‌زنم. او گفت بايد روزی دو بار اين کار را بکنی. به هر ترتيبی که شده. صبح و شب.
چه متين و چه نيکان از وقتی اولين دندانشان را در آوردند با مسواک زدند آشنا شده‌اند. متين به راحتی پذيرفت که من برايش مسواک بزنم و هميشه دندانهای خوبی داشت. هنوز هم عادت مسواک زدن را به ترک نکرده و بازی در نمی‌آورد. شاید چون نیکان می‌بیند که متین خودش مسواک می‌کند می‌خواهد از او تقلید کند.
وقتی مشکل نيکان را با گروه بازی اينترنتی‌اش مطرح کردم، ديدم مادرهای ديگر حتی شده به زور هم دو بار در روز دندان کودکشان را مسواک می‌کنند. از همان روز به هر شکلی شده دندانهای نيکان را تميز کرده‌ام. ولی لکه قهوه‌ای هنوز همانجا هست.
اميدوارم چيز مهمی نباشد. بعد از آمدن از دکتر خبر می‌دهم که چه شد.

/ 2 نظر / 3 بازدید
مامان و بابا و دخترشون

سلام ما هم نگران دندانهای فاطمه بوديم خدا شکر شما از همين ابتدا داريد محکم کاری می کنيد خوش به حال نيکان ..

گذر

سلام پسر من هم نمي ذاره من براش مسواك بزنم خودش مي خواد اين كارو بكنه.اگه راه حلي پيدا كرديد كه تونستيد نيكان رو قانع كنيد اجازه بده شما اين كارو براش بكنيد خوشحال مي شم به هم بگيد