مدرسه

دیدین وقتی جایی لوله کشی می شه آب چه جوری توش جریان پیدا می کنه؟ رودخونه رو نمی گما! قطره های بازیگوش آب رودخونه ممکنه هزار راه دیگه برن. ممکنه تبخیر بشن یا برن به خورد خاک، ممکنه حتی راهشونو کج کنن یا ممکنه خورده بشن توسط حیوونایی که میان آب بخورن.

ولی آب لوله کشی شده توی مسیر خودش جریان پیدا می کنه و تا پایان مسیر امکان نداره راهش کج بشه. چاره ای نداره جز اینکه همون راه رو بره. مثل مدرسه ای که نیکان می ره.

خیلی ها اینو یکی از ایرادات مدرنیته دونسته ن. که آدمها رو کانالیزه می کنه، هویتشون رو می گیره و خودش بهشون هویت می ده. مسخشون می کنه، آزادی شونو می گیره و مجبورشون می کنه بدون اینکه بفهمن. قالبی شون می کنه و ..... خیلی چیزای دیگه. حتما اون مدرسه رو یادتونه توی پینک فلوید. همونی که بچه ها یه مسیری رو می رفتن تا برن توی چرخ گوشت.

ولی فکر کنم همیشه هم این طور نیست. حداقل می شه گفت که می شه تعدیلش کرد این فرایند رو. چیزی که من می خوام بگم وجه مثبت این لوله کشیه. امروز صبح اولین روز جدی مدرسه ش بود. آماده شدیم و سوار ماشین شدیم بریم مدرسه. توی راه براش آهنگ «گفته بودم عاشم، خب حرفمو پس می گیرم» رو بنا بر درخواست خودش بارها گذاشتم شنید. نزدیکای مدرسه بهش گفتم نیکان جان خیلی شلوغه و احتمالا جای پارک هم نیست. می شه خودت جلوی در پیاده بشی؟

می دونم تقاضای زیادی بود ازش. نیکان حتی حاضر نیست از دو قدمی من اون ور تر بره. چون یکی دو تا حادثه گم شدگی تو تابستون اخیر براش پیش اومده که بدجوری روی روحیه ش تاثیر منفی گذاشته. اونم به سوال من جواب مشخصی نداد. حداقل نگفت نه. دم مدرسه که رسیدیم همین سه تا آقایی که عکسشون تو عکس پست قبلی هست ایستاده بودن جلوی در که بچه ها رو تحویل بگیرن. یکی دو جای ماشین جلوی مدرسه خالی نگه داشته بودن تا بشه نگه داشت. بعد تا ایستادم یکیشون در ماشین رو باز کرد و نیکان رو تحویل گرفت و به داخل هدایت کرد. دیگه نه فرصت آخ شد نه فرصت اوخ! حتی این سرعت عمل و «لوله کشی» مسیر باعث شد که نیکان اعتماد به نفس هم پیدا کنه و فکر نکنه یه جای درندشت گم شده و کسی نیست به دادش برسه. خداحافظی کرد و رفت! حالا ببینیم فردا چی می شه.

حالا چون وجدانم درد گرفته در مورد نقد مدرنیته می خوام بگم که اگر حداقل تو این جور موارد همون مدرنیتهه باقی بمونه به نظرم بد نیست. نظم و انضباط مدرنیته رو به بی نظمی و آزادی پست مدرن ترجیح می دم فعلا در این مرحله. شاید در مسائل معنوی حق با پست مدرنها باشه، یا با گروه خونی من بیشتر جور در بیاد، ولی حتی در اون مورد هم می بینم که «لوله کشی معنوی و فرهنگی» هم اطمینان خاطر برای آدمها ایجاد می کنه. نمی دونم. نمی خوام حکم کلی بدم. شاید. شایدم نه....

/ 2 نظر / 4 بازدید
خانم ف

با وجود اينکه من هم از اينکه سنجاقک یه آجر ديوار توی ديوار بشه بدم میاد ولی با يه سری مفاهيمش موافقم.قوانين به بچه ها آرامش ميدن.

سبا

دغدغه هاي مادر ها شبيه همه