خرید

داستان هر روزه نیکان وقتی از مدرسه میاد خرید کردن از سوپره. دو سه روزه که باباش بهش پول می ده که خودش خرید کنه. فکر می کنین چی می خره؟ آدامس؟ آب نبات؟ پفک و چیپس؟ شکلات و اسمارتیز؟ بیستکوییت و کیک؟


وقتی نیکان میاد خونه، روز اول:
*دینگ دانگ*
من: سلام نیکان. ببینم چی برای خودت خریدی؟
 
توی سبد خریدش رو نگاه می کنم اینا رو می بینم: یه خمیر دندون، یه بسته قرص نعنا!
نیکان: خمیردندونم تموم شده بود!
 
روز دوم:
توی کیسه خرید اینها هستن: چهار تا باتری قلمی، دو تا لامپ!
نیکان: لامپ خریدم که لامپهای سوخته اتاقمو عوض کنیم

01.gif

/ 3 نظر / 4 بازدید
مامان امیرعلی ونیایش

ای جانم ,عزیزدلم[گل]

خانم ف

من میگم این پسرماهه. مرد کوچولوی خونه است.بوسش کن[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

شادی

شاهکار بود واقعا خیلی عزیزه