به دنيا آمدن نيکان

(توضيح: در آينده وقتی به يادداشتهای آن زمان خودم دسترسی پيدا کردم بيشتر در اين مورد خواهم نوشت.)

روز پنجشنبه روز جهانی آزادی مطبوعات، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در پارک طالقانی برای روزنامه‌نگاران مسابقه دو ترتيب داده بود. دکتر من با احتياط پذيرفته بود که تا روز شنبه منتظر نيکان باشيم و اگر خودش نخواست تا آن موقع به دنيا بيايد آنروز من مستقيما به بيمارستان بروم برای سزارين. اما من می‌خواستم مقاومت کنم. آن پنجشنبه ۱۳ ارديبهشت هوای مطبوع پارک مرا به هوس انداخت که در مسابقه شرکت کنم. البته مسلما نمی‌توانستم بدوم. ولی توانستم مسير يک کيلومتری را راه بروم و برگردم.

روز جمعه با احساس فشار به بيمارستان رفتم. در آنجا با شنيدن صدای قلب نيکان نگران شدند و گفتند آريتمی دارد. فورا مرا برای سزارين آماده کردند و به دکترم خبر دادند که خودش را برساند. هر چند من از دکترم درخواست کرده بودم در صورت سزارين با بيهوشی کامل بچه را به دنيا نياورند، به خاطر شرايط اضطراری که پيش آمده بود ترجيح می‌دادند بيهوشم کنند. تنها مساله اين بود که پيش از رفتن به بيمارستان غذا خورده بودم. بنابراين چاره‌ای نداشتند جز spinal .
بی‌حسی برايم تجربه جالبی بود. نيکان به دنيا آمد و من صدای گريه‌اش را در شنيدم. دکتر می‌گفت حتی پيش از اينکه بيرون آورده شود گريه می‌کرد! من بلافاصله توانستم او را ببينم. بار عاطفی به دنيا آوردن و ديدن شنيدن صدای نيکان بيش از توانم بود. لحظه‌ای که يک فرد جديد به آدمها اضافه شد. و آن قسمتی از من بود، بچه من بود، آفريده من بود! بدون اينکه به هيچ کدام از اينها فکر کنم با تمام وجود احساسش می‌کردم و آدميزاد توان آفريننده بودن را ندارد. هيچ شادی عميق‌تری از اين تجربه نکرده بودم. فقط گريه می‌کردم. دلم می‌خواست بلند بلند گريه کنم.
چون بيهوش نشده بودم توانستم بلافاصله نيکان را شير بدهم. و پس از آن هر وقت او را شير می‌دادم همان احساس عشق عميق در من زنده می‌شد (می‌شود).
اسم اين احساس حس مادری است. ولی وصف آن را فکر نمی‌کنم هيچکس بتواند آن طور که هست بکند.

/ 2 نظر / 4 بازدید
آسيا گوهري

من هم spinal دخترم رو بدنيا آوردم. دوست دارم بدونم بعد از زايمان دچار عوارضي مثل تهوع و سرگيجه شدي يا نه ؟ ) البته من نشدم، ولي مي گن كه اين عوارض را داره) كيان را ببوس

دلارام

سلام آسیا جان. نه من خوشبختانه دچار سرگیجه و تهوع نشدم. البته بیهوشی کلا این عوارض را دارد. ولی بعد از spinal باید استراحت مطلق می‌کردم که کسی در این مورد به من چیزی نگفت و بعدها فهمیدم. بنابراین سردردهای عجیب و غریب و کمردرد به سراغم آمد. البته موقت بود و دیگر از آنها هم خبری نیست.