ماجرای گریه ایژ!

نیکان به شیر می‌گوید ایژ! دیروز شیشه‌اش را داده بودم دستش که بخورد. دیدم کمی که خورد دست کشید و با تعجب به شیشه‌اش نگاه کرد. پرسیدم چی شده نیکان؟
گفت: ایژ دیه (گریه) تد (کرد)!!!
شیشه را از دستش گرفتم و دیدم درش خوب بسته نشده و قطره قطره شیر از کنار آن بیرون می‌زند!

/ 1 نظر / 4 بازدید
mohammad

من هم باورم نمي‌شود اين بچه گربه دوسالش باشه!!!