مهمونی

نیکان یک مقوای کوچک برداشت و روش برچسب های کارتونی چسبوند و داد به من که آدرس و شماره تلفنمون رو روش بنویسم. بعد گفت اینو می خوام بدم به امیر پارسا که بیاد خونه مون.
شب دیدم در خونه رو باز کرد و بست. رفتم دیدم روی یکی از این کاغذهای زرد post it نوشته
151A! و چسبونده به در. آخه واحد آپارتمانی ما پلاکش کنده شده. خواسته بود دوستش بتونه راحت پیدا کنه خونه رو.
دیروز همه ش منتظر بود. گفت به دوستم گفتم هر وقت دوست داشتی بیا. هر روزی که دوست داشتی ولی گفتم ساعت چهار بیاد!

/ 0 نظر / 8 بازدید