کتابخانه

تعطيلات ميان ترم متين شروع شده است و بايد سرش را گرم کرد. ديروز او را به گروه بازی نيکان بردم. به خاطر همين تعطيلات ميان ترم آنجا هم شلوغ‌تر از روزهای ديگر بود. به هر دو خيلی خوش گذشت. امروز می‌خواستند بچه‌ها را ببرند پارک. ولی هوا خيلی سرد بود. اين بود که ترجيح دادم آنها را جای ديگری ببرم. کتابخانه.
متين را تازه عضو کتابخانه کرده‌ام. وقتی به قسمت بچه‌های کتابخانه وارد شديم فوری يک کتاب انتخاب کرد و نشست سر ميز. نيکان هم نشست سر ميز و مشغول نقاشی شد چون حوصله کتاب خواندن نداشت. کمی دور و اطراف را گشتم. جای اسباب‌بازی‌ها را پيدا کردم. يک بالش بزرگ به شکل قورباغه روی زمين بود. نيکان رفت روی آن نشست و مشغول بازی شد. چند کامپيوتر برای بچه‌ها به اينترنت وصل بود که خيلی هم خلوت بود.
بالاخره متين را قانع کردم که کتاب را بردارد و با کارتش آن را قرض بگيرد تا به خانه برگرديم. ولی نيکان راضی نمی‌شد. داشت داد و بيداد و اعتراض می‌کرد ولی موفق شدم حواسش را پرت کنم.
هنوز به کتابخانه اسباب‌بازی نرفته‌ام. شايد هفته ديگر به آن هم سری زدم. ولی متين تصميم گرفت بيشتر اينجا بيايد.

/ 0 نظر / 3 بازدید